آغشته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ یا غِ تِ)(ص مف.) ۱- خیسانده، نم داده. ۲- آب داده. ۳- آلوده.مترادفها و واژههای مرتبطآمیخته، قاطیمشوبآلوده، ملوثواژه قبلی: آغشتنواژه بعدی: آغل