آفاقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفاقی . (ص نسبی ) منسوب به آفاق . ♦ سیر آفاقی ؛ در اصطلاح صوفیه و ارباب سلوک، دیدن جهان . سیر در بیرون نفس . مقابل سیر انفسی وخارجی . متخذ از این آیت قرآن : سنریهم آیاتنا فی الاَّفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق ّ. (٥٣/٤١). ◄ (اصطلاح فقه ) افقی . آنکه در بیش از شانزده فرسنگی خانه اقامت دارد و او مکلف به گزاردن حج ّ تمتع است .