آفرین خوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفرین خوان . [ ف َ خوا / خا ] (نف مرکب ) آفرین گوی : بجان آمدند آن سپاه مهان شدند آفرین خوان بشاه جهان . فردوسی . بر آن راه و رسم آفرین خوان شدند شهنشاه را بنده فرمان شدند. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفرین خوان . [ ف َ خوا / خا ] (نف مرکب ) آفرین گوی : بجان آمدند آن سپاه مهان شدند آفرین خوان بشاه جهان . فردوسی . بر آن راه و رسم آفرین خوان شدند شهنشاه را بنده فرمان شدند. نظامی .