آفند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ) (اِ.) خصومت، دشمنی، جنگ.واژه قبلی: آفلواژه بعدی: آفندیدن