آلای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آلای .(نف مرخم ) در کلمات مرکبه مخفف آلاینده : نیست بر من روزه در بیماری دل زآن مرا روزه باطل میکند اشک دهان آلای من . خاقانی . لبش گاهی بخواهش لقمه آلای ولی در زیر لب لخت جگرخای . طالب آملی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آلای .(نف مرخم ) در کلمات مرکبه مخفف آلاینده : نیست بر من روزه در بیماری دل زآن مرا روزه باطل میکند اشک دهان آلای من . خاقانی . لبش گاهی بخواهش لقمه آلای ولی در زیر لب لخت جگرخای . طالب آملی .