آلوده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ) (ص مف.) ۱- مالیده به چیزی، آغشته. ۲- آغشته شده، کثیف.مترادفها و واژههای مرتبطپلید، جنب، چرکین، چرکآلود، چرک، کثیف، ملوث، ناپاک، ناشسته، نجس ≠ پاک، پاکدامن، تمیز، مبراواژه قبلی: آلودنواژه بعدی: آلودگی