آلیزیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آلیزیدن . [ دَ ] (مص ) جفته افکندن . جفتک انداختن : نفس چون سیر گشت بستیزد توسن آسا بهر سوآلیزد. سراج الدین راجی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آلیزیدن . [ دَ ] (مص ) جفته افکندن . جفتک انداختن : نفس چون سیر گشت بستیزد توسن آسا بهر سوآلیزد. سراج الدین راجی .