آماس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) = آماز: ورم، برآمدگی، آماده و آماز نیز گویند.مترادفها و واژههای مرتبطآماه، باد، برآمدگی، پف، پیله، تاول، تورم، دمل، نفخ، ورمواژه قبلی: آماریلیسواژه بعدی: آماسانیدن