آمیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فر. ] (اِ.) جاندار ذره بینی تک سلولی از ردة آغازیان که در آبهای شیرین و جاهای مرطوب و در آب حوضها پیدا میشود. نوعی از آن در رودة انسان تولید میگردد و باعث اسهال خونی میشود.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ فر. ] (اِ.) جاندار ذره بینی تک سلولی از رده آغازیان که در آبهای شیرین و جاهای مرطوب و در آب حوضها پیدا میشود. نوعی از آن در روده انسان تولید میگردد و باعث اسهال خونی میشود.
واژگان فارسی سره واژهدان
تکیاخته