آمیختن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
درهم آمیختن، بههم آمیختن، مخلوط کردن، قاطی کردن، بههم زدن، تکان دادن برزدن، بههم ریختن آلودن، آغشتن، ترکیب کردن درست کردن، تشکیل دادن وصل کردن طرحدار کردن، رنگارنگ کردن حل کردن، ریختن بههم تابیدن، بافتن رنگ کردن آبکی کردن، ضعیف کردن دست بردن، دخل وتصرف کردن، دستکاری کردن اشتها آورکردن ازدوجنس مختلف با هم پیوند کردن، تولید کردن، تولید مثل کردن تخلیط کردن