آمیختگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آمیختگی . [ ت َ / ت ِ ] (حامص ) امتزاج . اختلاط. شوب . ◄ الفت . معاشرت . خلطه و آمیزش : چون ... آمیختگی آمد... بازار مضرِّبان و مفسدان کاسد گردد. (تاریخ بیهقی ). ♦ آمیختگی دادن ؛ تألیف . ♦ آمیختگی کار ؛ ارتباک . ♦ آمیختگی گرفتن با چیزی ؛ الفت . ♦ آمیختگی و آشفتگی کار ؛ بوخ . ♦ آمیختگیها ؛ شوائب .