آمین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (شب جم.) کلمهای است که پس از دعا گویند، به معنی برآور! بپذیر! اجابت کن!<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (شب جم.) کلمهای است که پس از دعا گویند، به معنی برآور! بپذیر! اجابت کن!
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آمین . [ آم ْ می ] (ع ص، اِ) ج ِ آم ّ. قصدکنندگان .
آمین . [ آم ْ می / آ می ] (ع صوت ) (ازآمُن، نام خدای مصریان ) برآور! بپذیر! چنین باد! مستجاب کن ! استجابت، اجابت فرما! قبول کن دعای مرا! درگیر فرمای ! باجابت مقرون باد! تراج (؟) : گر در نماز شعرش برخوانی روح الامین کند ز پَسَت آمین . ناصرخسرو. تهنیت کرد شاه را قدسی کرد روح الامین، براو آمین . مسعودسعد. سخن بلند کنم تا برآسمان گویند دعای دولت او را فرشتگان آمین . سعدی . ♦ آمین ثم آمین ؛ چنین باد و چنین تر باد. همچنین باد، همچنین تر باد.
واژگان فارسی سره واژهدان
چنین باد، بشباش، ایدون باد
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه