آنژیوگرافیست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانرگ نگارواژه قبلی: آنژیوگرافیواژه بعدی: آنژیوگرام