آهن تاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آهن تاب .[ هََ ] (ن مف مرکب ) که با آهن تفته گرم شده باشد. ♦ آب آهن تاب ؛ آبی که آهن تفته در آن افکنند یا فروبرند و در طب بکار است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آهن تاب .[ هََ ] (ن مف مرکب ) که با آهن تفته گرم شده باشد. ♦ آب آهن تاب ؛ آبی که آهن تفته در آن افکنند یا فروبرند و در طب بکار است .