آهنگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آهنگری . [ هََ گ َ ] (حامص مرکب ) شغل و عمل آهنگر. حرفه ٔ حداد : هوشنگ بجای او نشست ... و دیوان را قهر کرد و آهنگری و درودگری و بافندگی پیشه آورد. (نوروزنامه ). چو بشناخت [ هوشنگ آهن را ] آهنگری پیشه کرد کجا زو تبر وَ ارّه و تیشه کرد. فردوسی . مرا نیست زآهنگری ننگ و عار خرد باید و مردی ای بادسار. فردوسی . ◄ (اِ مرکب ) دکان آهنگر.حدّادی .