آهومند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) (ص مر.) ۱- مریض، بیمار. ۲- معیوب، ناقص.واژه قبلی: آهوفغندواژه بعدی: آهون