آورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آورد. [ وَ ] (اِ) کوشیدن بجنگ . (فرهنگ اسدی، خطی ). جنگ کردن بمبارزت . حمله در جنگ . (تحفةالاحباب اوبهی ). نبرد. ناورد. کارزار. جنگ . مبارزت . پیکار. رزم . پرخاش . فرخاش . جدال . رغا. هیجا : به آورد هر دو برآویختند همی خاک بر اختران ریختند. فردوسی . فرامرز نشگفت اگر سرکش است که پولاد را دل پر از آتش است چو آورد با سنگ خارا کند ز دل راز خویش آشکارا کند. فردوسی . سکندر چو دید آن تن پیل مست یکی کوه زیر، اژدهائی بدست به آورد از او ماند اندر شگفت غمی شد دل از جان و تن برگرفت . فردوسی . بجوشید و رخسارگان کرد زرد بدرد دل آهنگ آورد کرد. فردوسی . هر آنکس که در جنگ سست آمدی به آورد ناتندرست آمدی شهنشاه را نامه کردی بر آن هم از بی هنر هم ز جنگاوران . فردوسی . ز ناورد و آورد او در نبرد رسد تا بگردون گردنده گرد. فردوسی . کس آورد با کوه خارانکرد. فردوسی . بدو گفت رستم که ای شهریار مجوی آشتی درگه کارزار نبد آشتی پیش از آوردشان بدین روز گرز من آوردشان . فردوسی . اگر تاج یابد جهانجوی مرد و گر خاک آورد و خون نبرد به ناکام میرفت باید ز دهر چه زو بهره تریاک باشد چه زهر. فردوسی . ز نعل خنگش روی زمین گه آورد پر از پشیزه شود همچو پشت ماهی شیم . ابوالفرج رونی . رجوع به آوردگاه شود. ◄ میدان : به آورد رزمی کنم با سپاه که خون بارد از ابر آوردگاه . فردوسی . و رجوع به آوردگاه شود. ♦ آورد گرفتن (؟) : نیاطوس بگزید هفتاد مرد که آورد گیرند روز نبرد که زیر درفشش برفتی هزار گزیده سواران نیزه گذار. فردوسی . به رزمش چه پیل و چه شیر و چه دیو چو آورد گیرد برآرد غریو. فردوسی . ♦ خاک ِ آورد ؛ میدان : از ایرانیان هرکه افکنده بود اگر کشته بود و اگر زنده بود از آن خاک آورد برداشتند تن دشمنان خوار بگذاشتند. فردوسی . و در بیت ذیل معنی آورد روشن نیست و در بعض نسخ بجای آورد آواز آمده است : بدان نامور ترجمان شیده گفت که آورد مردان نشاید نهفت . فردوسی . ♦ هم آورد ؛ هم نبرد : هم آورد او در جهان پیل نیست چو گرد پی اسپ او نیل نیست . فردوسی .
آورد. [ وَ ] ( ن مف مرخم ) در کلمات مرکبه چون آب آورد و بادآورد و بزم آورد و راه آورد و ره آورد و مادرآورد، مخفف آورده و آوریده است : بروزگار هوای تو کم شود نی نی هوای تو عَرَضی نیست مادرآورد است . خاقانی . ♦ روآورد کردن یا نکردن (در تداول عامه ) ؛ علم خویش را بخطای او، به او گفتن یا نگفتن .
آورد. [ وِ ] (اِ) برادر پدر. عم . عمو. پِربرار.