آژن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آژن . [ ژَ ] (ن مف مرخم ) این کلمه در عقیب بعض اسماء درآید و بکلمه معنی وصف مفعولی دهد، چون تیرآژن و شمعآژن، که بمعنی به تیرآژده و بشمعآژده باشد : کَشَف کردار هر کو سر کشید از طوق امرت سر بسان خارپشتش کرد شست چرخ تیرآژن . سید ذوالفقار شیروانی .