آژیریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آژیریدن . [ دَ ] (مص ) هشیار کردن . ◄ بانگ زدن . خروشیدن . ◄ آگاهانیدن . خبردار کردن . خبردار گفتن . اعلام . اعلان . ◄ مهیا ساختن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آژیریدن . [ دَ ] (مص ) هشیار کردن . ◄ بانگ زدن . خروشیدن . ◄ آگاهانیدن . خبردار کردن . خبردار گفتن . اعلام . اعلان . ◄ مهیا ساختن .