آکنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دِ) (ص مف.) ۱- انباشته، پر. ۲- میان از چیزی پُر شده. ۳- پوشیده، مخفی. ۴- دفن شده. ۵- منقش.مترادفها و واژههای مرتبطانباشته، پر، سرشار، لبالب، لبریز، مالامال، مشحون، ممتلی، مملوآخور، اصطبل، طویلهسمین، فربه ≠ خالیواژه قبلی: آکندنواژه بعدی: آکنده پهلو