آگاه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ په. ] (ص.) ۱- مطلع، باخبر. ۲- واقف، عارف، هوشیار، بیدار.مترادفها و واژههای مرتبطآشنا، باخبر، بیدار، خبردار، خبره، خبیر، دانا، روشنضمیر، شناسا، عارف، متنبه، متوجه، مخبر، مسبوق، مستحضر، مطلع، ملتفت، نبیه، وارد، واقف، هوشیار ≠ ناآگاهواژه قبلی: آککراواژه بعدی: آگاهاندن