آگور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آگور. (اِ) خشت پخته . آجر. (ربنجنی ). کرمید : بر در و بام برف پنداری بیخته گچ و کشته آگور است . مسعودسعد. خانه ٔجغد را بکوشیدی بگچ آگور و نقش پوشیدی آن گچ آگور کرده خانه ٔ دین وین بیاراسته بنور یقین . سنائی . آهک کافوروش اندوده بر آگور او خشت زرین را مطلا کرده گوئی آب سیم . ابن یمین .