آگوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آگوش . (اِ) آغوش . بغل : امیر اورا بخویشتن خواند و در آگوش گرفت . (تاریخ بیهقی ). گاه بادش گرفته بر گردن گاه گردش کشیده در آگوش . مسعودسعد. یک قطره از آن شراب مشکین آورد دو عالمم درآگوش . عطار. ♦ آگوش آگوش ؛ بغل بغل : در مجلس ما گلی و خاری باشد آگوش آگوش مرغزاری باشد سرتاسر اگر پلاس و کرباس بود این اکسون است کلاه واری باشد. جلال الدین فضل اﷲ خواری . ♦ یک آگوش ؛ یک بغل . یک آغوش . ◄ نامی از نامهای پرستاران ترک . رجوع به آغوش شود.