اباحت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اباحت . [ اِ ح َ ] (ع مص ) اباحه . مباح کردن . حلال کردن . جائز داشتن . روا شمردن . حلیت . جواز. روائی . دستوری . رخصت . مقابل حَظْر و تحریم و منع : کاین اباحت زین جماعت فاش شد رخصت هر مفلس قلاش شد. مولوی . ◄ غارت کردن . ◄ از بیخ برکندن . ◄ ظاهر کردن راز.