ابار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابار. [ اَب ْ با ] (ع ص، اِ) سوزنگر. سوزن فروش . ◄ کیک . ◄ چاه کن . کن کن . مقنی . ◄ اشیاف ابار؛ دوائی است درد چشم را. ◄ رصاص اسود. سرب سوخته .
ابار. [ اُ ] (اِخ ) نام جائی به یمن و گفته اند نام زمینی بدانسوی بلاد بنی سعد.
ابار. [ اِ ] (ع مص ) گشن دادن خرمابن . گرددادن نخل . ◄ نیش زدن کژدم . ◄ سوزن دادن سگ را. ◄ غیبت کردن کسی را. ◄ هلاک گردانیدن . ◄ اصلاح کشت .