اباق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اباق . [ اِ ] (ع مص ) گریختن بنده از مولی بی سببی . بگریختن . (تاج المصادر بیهقی ). بگریختن بنده . (زوزنی ). گریز. گریزپائی .
اباق . [ اُب ْ با ] (ع ص، اِ) اُبَّق . ج ِ آبِق و اَبوق . گریختگان . گریزندگان .
اباق . [ اَب ْ با ] (ع ص ) گریزپا. گریزنده . (ربنجنی ).