ابام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین( اَ) (اِ.)قرض، دین. وام و اوام نیز گویند.واژه قبلی: اباقاواژه بعدی: ابان