ابتذال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) بسیار به کار بردن چیزی تا اندازهای که از ارزش آن بکاهد.<BR>۲- (اِمص.) بی ارزشی، پستی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) بسیار به کار بردن چیزی تا اندازهای که از ارزش آن بکاهد. ۲- (اِمص.) بی ارزشی، پستی.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ابتذال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) صرف چیزی را بسیار. بادروزه داشتن جامه یعنی جامه برای کار پوشیدن . دائم بکار داشتن جامه و جز آن . ناپاک و زبون داشتن جامه . ◄ درباختن و نگاه نداشتن چیزی . ضد صیانت . ◄ دویدن اسب .
فرهنگ واژگان سره
خوارگرایی، پیشپاافتادگی، پیش پا افتاده، پیش پا، افتادگی، پرهیز، بیبند و باری، بیارجی، بیارج