ابتهار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابتهار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) حیلت کردن . ◄ دعوی بدروغ کردن . ◄ زنی را بیگناه بخویشتن آلوده کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ دونیم کردن شمشیر را. ◄ تاسه برافتادن کسی را از ماندگی . ◄ کوتاهی نکردن در نفع یا ضرر کسی . ◄ زاری و الحاح کردن در دعا، یا دعا کردن هر ساعت و خاموش نشدن . ◄ خفتن بر خیال خود. ◄ دشنام دادن کسی را بچیزی که در او بود.