ابراء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- بیزار کردن، بری کردن.<BR>۲- شفا دادن.<BR>۳- صرف نظر کردن بستانکار از طلب خویش.<BR>۴- رهانیدن.<BR>۵- تراشیدن قلم.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) ۱- بیزار کردن، بری کردن. ۲- شفا دادن. ۳- صرف نظر کردن بستانکار از طلب خویش. ۴- رهانیدن. ۵- تراشیدن قلم.
فرهنگ واژگان سره
پاوش، پاکگردانی، بیزاریجویی