ابراهیم عادلشاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابراهیم عادلشاه . [ اِ م ِ دِ ] (اِخ ) چهارمین پادشاه از سلسله ٔ عادلشاهی دکن در هندوستان، فرزند اسماعیل شاه، دومین از پادشاهان این دوده و نواده ٔ یوسف شاه مؤسس این سلسله است . به روایتی که در هندوستان شایع است یوسف شاه از سلاله ٔ سلاطین عثمانی و برادر سلطان محمد خان فاتح بوده و در زمان جلوس سلطان محکوم بقتل گردیده بود. مادرش او را بتدبیر رهانیده و او بایران و از آنجا به هندوستان رفته و بسلطنت رسیده است . ابراهیم صاحب ترجمه پس از برادر خودملو عادلشاه در سال ٩٤١ هَ .ق . جلوس کرد و پس از ٢٤ سال سلطنت به سال ٩٦٥ وفات یافت . در مدت سلطنت با همسایگان محاربات کرده مذهب تشیع را از کشور خویش برانداخت و مذهب حنفی را ترویج و ایرانیان را از ملک خویش اخراج و زبان فارسی را ترک کرده زبان اردو را زبان رسمی قرار داد. پایتخت او شهر بیجاپور بوده است .
ابراهیم عادلشاه . [ اِ م ِ دِ ] (اِخ ) ششمین از پادشاهان عادلشاهی بیجاپور، نواده ٔ ابراهیم عادلشاه سابق و فرزند طهماسب شاه . پس از عم خود علی عادلشاه بسلطنت نشست (٩٨٨ هَ .ق .). او مدتها با پادشاهان اطراف به محاربه پرداخت . عاقبت اکثر متصرفات او بضبط عساکر اکبرشاه تیموری درآمد. ابراهیم صاحب ترجمه ٣٨ سال سلطنت کرده در سال ١٠٣٦ درگذشت . وی جامعی بزرگ بنا کرد و مزار او در جوار مسجد است . محمد قاسم مورخ مشهور، تاریخ فرشته را به امر او نوشته است .