ابراهیم غزنوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابراهیم غزنوی . [ اِ م ِ غ َ ن َ ] (اِخ ) ابراهیم بن مسعودبن محمودبن سبکتکین، ملقب به ظهیرالدوله . پس از برادر خویش فرخزاد در ٤٥٠ هَ .ق . بر اریکه ٔ سلطنت نشست . دختر ملکشاه سلجوقی را برای فرزند خویش مسعود گرفت و بدینوسیله از جانب سلاجقه مطمئن شده به هندوستان تاخت و قلاعی بسیار از آن مملکت که سلطان محمود تسخیر نکرده بود بگشود و در هند به نشر و تعمیم دین اسلام کوشید. وفات اوبه ٤٨١ یا ٤٩٢ است . گویند او سه ماه از سال را روزه داشتی و هر سال مصحفی بخط خویش نوشتی، سالی بمکه و سالی بمدینه فرستادی و ظاهراً عده ای از این مصاحف هنوز در حرمین موجود است . او را هفتادوشش فرزند آمده است، سی وشش پسر و چهل دختر. ابراهیم دختران خویش را بسادات و علما تزویج میکرد. امام یوسف سجاوندی و ابوالفرج شاعر معاصر وی بوده و در دربار او میزیسته اند.