ابرص/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ رَ) [ ع. ] (ص.) ۱- کسی که به برص مبتلا باشد؛ پیسه. ۲- ماه، قرص ماه.مترادفها و واژههای مرتبطپیس، جذام، خورهقرصماه، قمر، ماهواژه قبلی: ابرشواژه بعدی: ابرقدرت