ابزارمند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. مَ) (ص مر. اِمر.) پیشه ور، استادکار.واژه قبلی: ابزارآلاتواژه بعدی: ابشتن