ابصار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ بصر؛ چشمها، دیدهها.( اِ ) [ ع. ] (مص م.) دیدن، نگاه کردن.مترادفها و واژههای مرتبطدید، دیدن، رویت، نظرادراک، فهمواژه قبلی: ابشتنواژه بعدی: ابصر