ابطار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابطار. [ اِ ] (ع مص ) به دَنه آوردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). سخت شاد شدن . فیریدن . سخت شاد کردن مال کسی را. گمراه و ناسپاس کردن مال کسی را. سرگشته و حیران کردن . ◄ تکلیف زیاده از طاقت دادن . ◄ معیشت او موقوف گردانیدن . ◄ لاغر ساختن . ◄ مدهوش کردن . (تاج المصادر بیهقی ).