ابلاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابلاس . [ اِ ] (ع مص ) مأیوس کردن . ناامیدکردن . ◄ ناامید شدن . نومید شدن . مأیوس گشتن . ◄ آواز نکردن ناقه از غایت خواهش گشن . ◄ متحیر و اندوهگین و شکسته خاطر گردیدن . شکسته و اندوهگین شدن . غمگین شدن . ◄ خاموش ماندن از اندوه . ◄ بریده حجت شدن .