واژه‌جو

ابلد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابلد. [ اَ ل َ ] (ع ص ) گشاده ابرو. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ کندخاطر. ◄ مرد بزرگ جثه . مرد بزرگ خلقت . ◄ (ن تف ) کندتر. بلیدتر. ♦ امثال : ابلد من ثور . ابلد من سلحفاة .

معنی ابلد | واژه‌جو