ابلوج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ) [ معر. ] (اِ.) قند سفید، شکر سفید.واژه قبلی: ابلهیواژه بعدی: ابلوک