ابلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابلی . [ اُ لا ] (اِخ ) کوهساریست از بنی سلیم میان مکه و مدینه، و در آن آبهاست از جمله چاه معونه و چاه ذوساعده و ماهورها و تلها باشد پیوسته به یکدیگر.
ابلی . [ اَ ب ُ ] (اِ) به لوترا، شرم ِ مرد.
ابلی . [ اُ لی ی ] (اِخ ) نام کوهی معروف نزدیک اجا وسلمی، دو کوه قبیله ٔ طی و در آنجا مردابی است به پهنای هفت فرسنگ که آب باران در آن گرد آید، تلخ مزه .