ابن حسام خوسفی | رباعیات | رباعی شماره ۵۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گر پیر شدم دلم جوانست هنوز سودا و خیال ما همانست هنوز چون ابروی دوست گر چه پشتم خم شد دل مایل آن سرو روانست هنوز
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گر پیر شدم دلم جوانست هنوز سودا و خیال ما همانست هنوز چون ابروی دوست گر چه پشتم خم شد دل مایل آن سرو روانست هنوز