ابن حسام خوسفی | غزلیات | غزل شماره ۱۲۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم شکر الطاف توای لطف الهی بکنیم عذر خواهی قدوم تو گر امکان باشد به دعای سحر و ورد پگاهی بکنیم خواهش ار جان عزیزست بفرمای که ما به دل و دیده و جان آنچه تو خواهی بکنیم دوش خوش گفت مرا سابقه روز ازل کای بسا لطف که ما نامتناهی بکنیم نامه ابن حسام از چه سیه شد به گناه ما به آب کرمش محو سیاهی بکنیم