ابن حسام خوسفی | غزلیات | غزل شماره ۱۵۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چون بلا نیست بیمشیت او دل نهادیم بر بلیت او جلوه حسن یار بین و مبین حال کیفیت و کمیت او مفلسانیم و با هزار امید دست در دامن عطیت او غیر با دوست در نمیگنجد بر حذر زآتش حمیت او صوفی انکار درد نوش مکن تو چه دانی صفای نیت او های و هویی که از هوا داریم آن هوی نیست بیهویت او با قدشت راست گشت ابن حسام آفرین باد بر سویت او