واژه جو

ابن زکی الدین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن زکی الدین . [ اِ ن ُ زَ کی یِدْ دی ] (اِخ ) محمدبن ابی الحسن علی بن محمدبن یحیی بن علی بن عبدالعزیز. فقیه شافعی دمشقی، ملقب به محیی الدین . قاضی دمشق . او را نزد سلطان صلاح الدین مکانتی بلند بود و آنگاه که سلطان شهر حلب بگرفت او قصیده ای در تهنیت بگفت و سلطان قضاء آن شهر بوی تفویض کرد. ولادت او در ٥٥٠ هَ .ق . به دمشق و وفات هم بدانجا٥٩٨ بوده است .

معنی ابن زکی الدین | واژه جو