واژه جو

ابن عبدکان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن عبدکان . [ اِ ن ُ ؟ ] (اِخ ) محمد. کاتب طولونیه . مترسلی فصیح بوده و کتاب دیوان رسائل کبیر از اوست . (ابن الندیم ).

معنی ابن عبدکان | واژه جو