واژه جو

ابن عجرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن عجرد. [ اِ ن ُ ع َ ج َرْ رَ ] (اِخ ) عبدالکریم . رئیس خوارج سیستان و خراسان و کرمان وقهستان . ابتدا عبدالکریم از اتباع عطیةبن اسود و عطیه پیرو نجدةبن عامر بود، سپس ابن عجرد خود بانی فرقه ٔ جدید گشت که به نسبت بدو عجارده نامیده شده اند.

معنی ابن عجرد | واژه جو