واژه جو

ابن عریف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن عریف . [ اِ ن ُ ع َ ] (اِخ ) رجوع به احمدبن محمدبن موسی بن عطأاﷲ ابوالعباس شود.

ابن عریف . [ اِ ن ُ ع َ ] (اِخ ) رجوع به حسن بن ولیدبن نصر... شود.

معنی ابن عریف | واژه جو