واژه جو

ابن عصفور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن عصفور. [ اِ ن ُ ع ُ ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن موسی الحضرمی النحوی . اجداد او از مردم حضرموت و مولد او باشبیلیه . در شریش و مالَقه و مرسیه بتدریس اشتغال داشت . و او را کتب بسیار در فنون ادب است، ازجمله : کتاب الازهار. کتاب الهلال . کتاب انارةالدیاجی . مختصرالغره . شرح حماسه . شرح جزولیه . شرح متنبی . مولد او به سال ٥٩٧ هَ .ق . و وفات ٦٦٩.

معنی ابن عصفور | واژه جو