واژه جو

ابن فضلان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن فضلان . [ اِ ن ُ ف َ ] (اِخ ) احمدبن فضلان بن راشدبن حماد. یکی از فقهاء. او بزمان مقتدر خلیفه ٔ عباسی از جانب خلیفه با جماعتی از جمله سوسن رسی از بغداد از راه خراسان و بخارا و خوارزم برسالت نزد پادشاه بلغار رفته و در ١٢ محرم ٣١٠ هَ .ق . بدانجا رسیده اند، و او از این سفر سفرنامه ای کرده و مسعودی و اصطخری و یاقوت از آن اقتباس کرده اند.

معنی ابن فضلان | واژه جو