ابن قصار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن قصار. [ اِ ن ُ ق َص ْ صا ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن ابی الحسین عبدالرحیم السلمی . ادیبی لغوی . مولد و مسکن او بغداد و از ابن شجری و دیگران علم و ادب فراگرفت و خطی نیکو داشت، چنانکه کتب نوشته ٔ او را مردم ببهای گران بیع و شرا میکردند. او سفری به مصر کرده است . و قصار ظاهراً لقب یکی از اجداد اوست .
ابن قصار. [ اِ ن ُ ق َص ْ صا ] (اِخ ) سلیمان بن علی . از مشاهیر مغنیان بغداد. او را تصنیفات و ترکیباتی در موسیقی بوده است . درباره ٔ او و نیز معاشقات وی با کنیزک بلوری کاتب حکایاتی منقول است .